الملا فتح الله الكاشاني
184
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
جوار محمد ( ص ) و آل محمد ( ص ) بعد از آن در صفت متقيان ميفرمايد كه * ( الَّذِينَ ) * متقيان كه نازل منازل جنان خواهند بود آنانند كه روى نياز * ( يَقُولُونَ رَبَّنا ) * ميگويند اى پروردگار ما * ( إِنَّنا آمَنَّا ) * بدرستى كه ما گرويدهايم به آنچه تو فرمودى و جوارح خود را در عبادت تو استعمال نموديم اميد آمرزش از تو داريم * ( فَاغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا ) * پس بيامرز براى ما گناهان ما را و خط كرم بر دفتر عصيان ماكش * ( وَقِنا عَذابَ النَّارِ ) * و نگاه دار ما را از عذاب دوزخ در انوار گفته كه الذين يقولون الخ مجرور المحل است بر آنكه صفة متقيانست يا عباد يا منصوب المحل است يا مرفوع المحل بر مدح و ترتب سؤال بر مجرد ايمان دليل است بر آنكه ايمان كافيست در استحقاق مغفرت يا مستعد شدن براى آن و بعد از آن بصفات ديگر وصف و مدح ايشان مىكند و ميگويد * ( الصَّابِرِينَ ) * منصوبست بر مدح يعنى متقيان صبر كنندگان بر اداى جميع فرائض و سنن و بر ترك محظورات و شبهات و در وقت هجوم بليات * ( وَالصَّادِقِينَ ) * و راستانند در قول و فعل و نيت در خبر است كه چون شخصى يك بار يا دو بار راست گويد براست گفتن معروف شود و نام او در صديقان نويسند و اگر يك بار يا دو بار دروغ گويد بر عكس اين باشد * ( وَالْقانِتِينَ ) * و فرمان بردارانند امر خدا را در نهان و آشكارا يا دعا كنندگان در مقاصد دنيا و عقبا و يا مداومت نمايندگانند بر مفروضات * ( وَالْمُنْفِقِينَ ) * و نفقه كنندگانند از مال حلال بر اهل استحقاق به قصد اطاعت و انقياد معبود على الاطلاق و در حديث آمده كه ما طلعت الشمس قط إلا و بجنبيها ملكان يقولون اللهم اعط كل منفق خلفا و كل ممسك تلفا يعنى هيچ روزى آفتاب بر نيايد و الا كه بر پهلوهاى آن دو فرشته باشد و گويند بار خدايا هر نفقه كنندهء را عوض ده و هر باز دارندهء مال او را در ورطهء تلفاند از * ( وَالْمُسْتَغْفِرِينَ ) * و آمرزش خواهندگانند * ( بِالأَسْحارِ ) * در سحرها كه اوقات اجابت دعواتست و نزد قتاده مراد نماز گذارندگانند در ثلث آخر شب و ابن زيد گفته كه ادا كنندگان نماز بامداد به جماعت اين حصر مقامات سالك طريق عبادتست بر احسن ترتيب چه معامله ايشان با خدا يا توسل است و يا طلب توسل يا بنفس است كه آن منع آنست از رذائل و حبس آن بر فضايل و صبر شامل اين صفت است و يا ببدنست و آن يا قولى است كه صدق است و يا فعلى كه قنوتست كه بمعنى ملازمت طاعتست و يا بمال است و آن انفاقست در سبل خير و يا طلب استغفار زيرا كه مغفرت اعظم مطالب است بلكه جامع آن و توسط واو ميان اين صفات بجهة دلالتست بر استقلال هر يك از آن و كمال اهل تقوى در